شب فراق
چه رفته است که امشب سحر نمی آید؟
شب فراق به پایان مگر نمی آید؟
جمال یوسف گل چشم باغ روشن کرد
ولی زگمشده من خبر مگر نمی آید
شدم به یاد تو خاموش آن چنان که دگر
فغان هم از دل سنگم به در نمی آید
ترا بجز تو نسبت تمی توانم کرد
که در تصور از این خوب تر نمی آید
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 10 توسط محبوبه
|