قول داده اَم...

گاهـــﮯ...

هر از گاهـــﮯ...

فانـــوس یادت را...

میان این کوچه ها بـی چراغ و بـی چلچله ، روشن کنم

خیالـت راحـت! من همان منـــم؛


هنوز هم در این شبهای بـی خواب و بـی خاطـــره

میان این کوچـﮧهای تاریک پرسـه میزنم


اما بـه هیچ ستاره‌ی دیگـری سلام نخواهـــم کرد..

خیالت راحت ....